
در این مقاله آموزشی قصد داریم ترجمه مکالمه درس اول زبان دوازدهم را بصورت خط به خط برای شما همراهان عزیر توضیح دهیم. امیدواریم که این مطلب مورد استفاده شما عزیزان قرار بگیرد.
ترجمه مکالمه درس اول دوازدهم
موقعیت و فضای مکالمه:
Sara has been in the Children’s Medical Center for a week. She has caught a terrible flu. The doctor told her to stay there to get better. There is a photograph of an old man on the wall. While the nurse is taking her temperature, they start talking.
سارا به مدت یک هفته در مرکز درمانی کودکان بوده است. او یک آنفولانزای وحشتناک گرفته است. دکتر به او گفته است که برای بهتر شدن باید در بیمارستان بماند. بر روی دیوار عکسی از یک مرد مسن وجود دارد. در حالی که پرستار درجه تب او را میگیرد، آنها شروع به صحبت کردن می کنند.
شروع مکالمه:
Sara: Excuse me, who is that man in the picture?
سارا: ببخشید آن مرد داخل عکس چه کسی است؟
Nurse: Oh, don’t you know him? Have you ever heard of Dr. Mohammad Gharib?
پرستار: او را نمیشناسی؟ آیا هیچوقت در مورد دکتر محمد قریب چیزی شنیده ای؟
Sara: I guess I have only seen his name in my English book, but I’m not sure about it.
سارا:حدس میزنم که فقط اسم او را در کتاب زبان انگلیسی ام دیده ام، اما در موردش مطمئن نیستم.
Nurse: Dr. Gharib was a famous physician.
پرستار: دکتر قریب یک پزشک معروف بود.
Sara: Oh,… can you tell me a little about his life?
سارا: میتونید کمی در مورد زندگی ایشان به من بگویید.
Nurse: Dr. Gharib was born in Tehran in 1288. After receiving his diploma, he went abroad to study medicine. In 1316 he became a physician and then came back to his homeland. In 1347 this center was founded by Dr. Gharib and one of his close friends.
پرستار: دکتر قریب در سال 1288در تهران متولد شد. او پس از دریافت مدرک دیپلم، به خارج از کشور رفت که پزشکی بخواند. در سال 1316ایشان پزشک شد (مدرک پزشکی را دریافت کرد) و به زادگاهش باز گشت. در سال 1347دکتر قریب و یکی از دوستان نزدیکش این مرکز را تاسیس کردند.
Sara: Really? I didn’t know that.
سارا: واقعا؟ من این را نمیدانستم.
Nurse: Dr. Gharib was also a generous man. He spared no pains to cure sick children. He was very friendly and helpful to poor families. Not surprisingly, he was regarded as a dedicated physician.
پرستار: همچنین دکتر قریب مرد سخاوتمندی بود. او از هیچ فرصتی برای درمان کودکان بیمار دریغ نمیکرد. او نسبت به خانواده های فقیر بسیار صمیمی و یاری رسان بود. دور از انتظار هم نیست که به عنوان دکتری ایثارگر در نظر گرفته شود.
Sara: It’s a pity! I didn’t know such a great man.
سارا: جای افسوس داره. من چنین مرد بزرگی را نمیشناختم.
Nurse: He was known as a distinguished university professor, too. The first Persian textbook on children’s diseases was written by him. He taught medicine to thousands of students.
پرستار: او همچنین به عنوان یک پروفسور برجسته دانشگاه شناخته شده بود. اولین کتاب درباره ی بیماریهای کودکان به زبان فارسی توسط ایشان نوشته شد. او علم پزشکی را به هزاران دانشجو تدریس کرد.
Sara: Oh, what a great man he was!
سارا: چه مرد بزرگی بوده است!
Nurse: By the way, it might be interesting to know that your physician was one of Dr. Gharib’s students!
پرستار: راستی، هچنین ممکنه جالب باشد که بدانی، دکتر شما یکی از دانشجوهای دکتر قریب بوده است.
Sara: Really?! That’s interesting!
سارا: واقعا؟ جالبه!
کلمه های بخش Word Bank در ابتدای مکالمه درس 2
physician
| معنی | کلمه |
| اندازه گیری تب یا دمای بدن | take temperature |
| پزشک | physician |
| در نظر گرفتن | regard |
| ایثارگر | dedicated |
| دریغ نکردن | spare no pains |
| ممتاز – برجسته | distinguished |
| دور از انتظار نیست | not surprisingly |
| بنا کردن – تاسیس کردن – بنیان نهادن | found |





