زبان انگلیسی پایه یازدهمزبان متوسطه

مکالمه درس دوم یازدهم

ترجمه و معنی مکالمه درس 2 زبان یازدهم

در این مقاله آموزشی قصد داریم ترجمه مکالمه درس دوم زبان یازدهم را بصورت خط به خط برای شما همراهان عزیر توضیح دهیم. امیدواریم که این مطلب مورد استفاده شما عزیزان قرار بگیرد.

ترجمه مکالمه درس دوم یازدهم


موقعیت و فضای مکالمه:

Sina and Behzad are old friends. They have not seen each other for about three
months. Behzad has called Sina.

سینا و بهزاد دوستان قدیمی هستند. آنها حدود سه ماه است که یکدیگر را ندیده اند. بهزاد به سینا زنگ زده است.


شروع مکالمه:

Behzad: Hi Sina. How is it going? I haven’t seen you since Norooz.

بهزاد: سلام سینا. حالت چطوره، من تو را از نوروز ندیده ام.

Sina: Hi Behzad. Thanks for calling. I am home most of the time. I do different things
like surfng the net and playing computer games

سینا: سلام بهزاد. از تماست متشکرم. من بیشتر اوقات در خونه هستم. من چیزهای مختلفی انجام می دم مثل گشت و گذار در اینترنت و انجام باز های کامپیوتری.

Behzad: How about your free time? Going out, jogging, playing football, …?

بهزاد: در اوقات فراغتت چطور؟ بیرون می ری، می دوی، فوتبال بازی می کنی ، …؟

Sina: Nope. I rarely go out and hang out with my friends.

سینا: نه، من به ندرت بیرون می رم و با دوستانم وقت می گذرونم.

Behzad: I see. Reza and I are going to Darband for climbing and walking this Thursday. We really like to see you. Will you come with us?

بهزاد: متوجه شدم.رضا و من این پنج شنبه قصد داریم برای کوهنوردی و پیاده روی به دربند بریم. ما واقعاٌ دوست داریم تو را ببینیم. آیا با ما خواهی اومد؟

Sina: What?! Oh, no, I haven’t been there for a long time. I prefer to stay home and
watch my movies on the weekend. I’ve bought lots of things to eat, too.

سینا: چی؟ اوه، نه، من برای مدتی طولانیه که اونجا نرفته ام. من ترجیح می دم در آخر هفته در خونه بمونم و فیلم هام رو تماشا کنم. من هم چنین چیزهای زیادی برای خوردن خریده ام.

Behzad: Come on! Stop being a couch potato! I guess you haven’t exercised for a long time. I think you are a bit fat now.

بهزاد: برو بابا! این قدر خوره ی تلویزیون نباش! من حدس می زنم تو برای مدت طولانی ورزش نکرده ای. من فکر می کنم الان کمی چاق هستی.

Sina: Um… actually, you’re right. I’ve gained five kilos in three months. I really do not like to move!

سینا: اوم … راستش رو بخوای، درست می گی. من در ۳ماه 5کیلو چاق شدم. من واقعاٌ دوست ندارم تحرک داشته باشم.

Behzad: See? I told you. Working with computers for a long time makes people sick and depressed. I’ve read about this somewhere.

بهزاد: می بینی! من به تو گفتم. کار کردن با کامپیوتر برای مدت طولانی افراد رو بیمار و افسرده می کنه. من در این باره در جایی (مطلبی) خوانده ام.

Sina: All right. You won!… When and where should we meet?

سینا: باشه، تو بردی. کی و کجا باید همدیگر رو ببینیم؟

کلمه های بخش Word Bank در ابتدای مکالمه درس 2

 

معنی کلمه
به ندرت، خیلی کم rarely
خوره‌ی تلویزیون couch potato
وزن اضافه کردن، چاق شدن gain weight
غمگین، ناراحت depressed
تو بردی! You won!

ترجمه مکالمه درس 3 دهم

سید سجاد حسنی

دبیر زبان انگلیسی با مدرک کارشناسی از دانشگاه فرهنگیان همدان. مدرس زبان انگلیسی.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا