آموزش واژگان انگلیسی

کلمات هم نشین در زبان انگلیسی

همایند ها یا collocation های انگلیسی

آموزش زبان متوسطه زبان متوسطه اول

کلمات هم نشین یا کالوکیشن ها کلماتی هستند که با همدیگر به کار میروند. کالوکیشن های انگلیسی معمولا از دو یا سه کلمه تشکیل شده اند. کلمات همنشین برای انگلیسی زبان ها طبیعی به نظر میرسند چون همیشه از آنها استفاده میکنند. اما ممکن است برای افراد غیر انگلیسی زبان غیر عادی بنظر برسد. برای مثال “fast food” را در نظر بگیرید. حالا اگر بگوییم “quick food” اشتباه است؛ گرچه کلمه fast و quick هم معنی هستند. نام دیگر این کلمات همایندها نیز میگویند.

چرا باید کلمات هم نشین را یاد بگیریم؟

دلایل زیادی برای یادگیری و استفاده از کلمات همنشین وجود دارد که مهم ترین آنها عبارت اند از:

  • زبان شما طبیعی تر و قابل فهم تر خواهد شد.
  • برای بیان منظور خودتان کلمات و راههای جایگزین زیادی خواهید داشت.
  • برای ذهن ما راحت تر خواهد شد تا ترکیب کلمات را بصورت یکپارچه بیاموزد.

پرکاربرد ترین و مهم ترین کالوکیشن های زبان انگلیسی

کلمات هم نشین یا کالوکیشن های زیادی در زبان انگلیسی وجود دارد که بسیاری از آنها کاربرد زیادی دارند. در جدولهای زیر این کلمات همنشین را به همراه معنی فارسی مشاهده میکنید.

کلمات هم نشین فعل have

حمام کردن have a bath
نوشیدن نوشیدنی have a drink
اوقات خوشی داشتن have a good time
اصلاح کردن مو have a haircut
به تعطیلات رفتن have a holiday
مشکل داشتن have a problem
رابطه داشتن have a relationship
استراحت کردن have a rest
ناهار خوردن have lunch
همدردی کردن have sympathy

کلمات هم نشین فعل do

تجارت کردن do business
کاری نکردن do nothing
به کسی لطف کردن do someone a favour
آشپزی کردن do the cooking
کارهای خانه را انجام دادم do the housework
خرید کردن do the shopping
شستن ظروف do the washing up
تمام سعی خود را کردن do your best
مرتب کردن مو do your hair
انجام دادن تکالیف do your homework

کالوکیشن های فعل make

ایجاد تفاوت کردن make a difference
گند زدن، خراب کردن make a mess
اشتباه کردن make a mistake
سر و صدا کردن make a noise
تلاش کردن make an effort
دوست شدن make friends
پول در آوردن make money
پیشرفت کردن make progress
جا باز کردن (مثلا برای نشستن) make room
دردسر درست کردن make trouble

کالوکیشن های فعل take

استراحت کردن (مثلا استراحت کوتاه در کلاس) take a break
شانس خود را امتحان کردن take a chance
نگاهی انداختن take a look
نشستن take a seat
تاکسی گرفتن take a taxi
امتحان دادن take an exam
یادداشت برداری کردن take notes
جای کسی را گرفتن take someone’s place
دمای کسی را گرفتن take someone’s temperature

کالوکیشن های فعل break

ترک عادت کردن break a habit
آرزوی موفقیت break a leg
قول شکنی کردن break a promise
شکستن رکورد break a record
break a window
قلب کسی را شکستن break someone’s hear
سر صحبت را باز کردن break the ice
قانون شکنی کردن break the law
خبر بد به کسی دادن break the news to someone
قانون را زیر پا گذاشتن break the rules

کالوکیشن های فعل catch

catch a ball
اتوبوس گرفتن catch a bus
چاییدن catch a chill
سرما خوردن catch a cold
گرفتن دزد catch a thief
آتش گرفتن catch fire
نگاه انداختن catch sight of
توجه کسی را جلب کردن catch someone’s attention
چشم کسی را گرفتن catch someone’s eye
آنفولانزا گرفتن catch the flu

کالوکیشن های فعل pay

جریمه دادن pay a fine
توجه کردن pay attention
پرداخت با کارت اعتباری pay by credit card
نقدی پرداخت کردن pay cash
علاقه نشان دادن pay interest
از کسی تعریف کردن pay someone a compliment
کسی را ملاقات کردن pay someone a visit
ارزش چیزی را داشتن – پرداخت کردن قبض pay the bill
هزینه دادن pay the price
احتراک گذاشتن pay your respects

کالوکیشن های فعل save

ذخیره کردن برق – صرفه جویی در برق save electricity
ذخیره کردن انرژی save energy
پس انداز کردن save money
جان گرفتن، قوت گرفتن save one’s strength
برای کسی جا نگه داشتن save someone a seat
زندگی کسی را نجات دادن save someone’s life
صرفه جویی در جا save space
صرفه جویی در وقت save time
از دردسر دور بودن save yourself the trouble

کالوکیشن های فعل keep

خاطره نوشتن keep a diary
سر قول خود ماندن keep a promise
راز نگه داشتن keep a secret
ملاقات کردن در موعد مقرر keep an appointment
خونسرد بودن keep calm
کنترل کردن keep control
در تماس بودن keep in touch
ساکت ماندن یا بودن keep quiet
جای کسی را گرفتن keep someone’s place
اضافه پول را نگه داشتن keep the change

کالوکیشن های فعل come

نزدیک شدن come close
به come complete with
رک بودن come direct
زود آمدن come early
اول آمدن come first
ناگهان ظاهر شدن come into view
آخر بودن یا شدن come last
دیر کردن come late
به موقع آمدن come on time
آماده بودن یا شدن come prepared
کم اهمیت تر بودن come second
به توافق رسیدن come to a compromise
تصمیم گرفتن come to a decision
به توافق رسیدن come to an agreement
به نتیجه رسیدن – خاتمه یافتن come to an end
تمام شدن – خاتمه یافتن come to a standstill
کنار آمدن (با یک موقعیت ناخوشایند) come to terms with
بی نتیجه بودن come to nothing
تحت حمله بودن come under attack

کالوکیشن های فعل go

به خارج رفتن go abroad
گم شدن – منحرف شدن go astray
بد شدن go bad
کچل شدن go bald
ورشکسته شدن go bankrupt
کور شدن go blind
دیوانه شدن go crazy
تاریک شدن go dark
کر شدن go deaf
ماهیگیری رفتن go fishing
دیوانه شدن go mad
گم شدن go missing
پیاده رفتن go on foot
آنلاین شدن go online
تعطیل شدن – ورشکسته شدن (کارخانه یا شرکت) go out of business
رفتن به خارج go overseas
ساکت شدن go quiet
قایقرانی کردن – کشتیرانی کردن go sailing
به جنگ رفتن go to war

کالوکیشن های فعل get

شغل پیدا کردن get a job
شوکه شدن get a shock
عصبانی شدن get angry
طلاق گرفتن get divorced
مست شدن get drunk
ترسیدن get frightened
به خانه رسیدن get home
گم شدن get lost
ازدواج کردن get married
به جایی نرسیدن get nowhere
اجازه گرفتن get permission
حامله شدن get pregnant
آماده شدن get ready
شروع کردن get started
متاثر شدن get the impression
پیام را گرفتن get the message
اخراج شدن get the sack
ناراحت شدن get upset
خیس شدن get wet
نگران شدن get worried

مطالب مهم:

زمان آینده کامل در زبان انگلیسی
آموزش لغات 504
اسامی جمع در انگلیسی
جملات مجهول در زبان انگلیسی

سید سجاد حسنی

دبیر زبان انگلیسی با مدرک کارشناسی از دانشگاه فرهنگیان همدان. مدرس زبان انگلیسی.

نوشته های مشابه

‫8 نظرها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا