آموزش واژگان انگلیسیلغات کتاب 504

درس اول 504

ابتدا لغات درس اول را در جدول زیر همراه با ترجمه و تلفظ مشاهده می‌کنید. در ادامه نیز هر یک از لغات به همراه توضیح ارائه شده است.

معنی تلفظ کلمه
ترک کردن، رها کردن /əˈbandən/ abandon
تیز، شدید، مشتاق، حساس /kiːn/ keen
حسود /ˈdʒɛləs/ jealous
تدبیر، کیاست، ملاحظه /takt/ tact
قسم، سوگند، ناسزا، دشنام /oʊθ/ oath
خالی /ˈveɪkənt/ vacant
سختی، دشواری /ˈhɑːrd.ʃɪp/ hardship
شجاع، با شکوه /ˈɡæl.ənt/ gallant
اطلاعات، داده ها /ˈdeɪ.t̬ə/ data
نا آشنا(به)، خو نگرفته /ˌʌn.əˈkʌs.təmd/ unaccustomed
مرد مجرد /ˈbætʃ.əl.ər/ bachelor
واجد شرایط بودن /ˈkwɑː.lə.faɪ/ qualify

abandon

معنی: ترک کردن – رها کردن – نا تمام گذاشتن
مترادف: leave – desert

We have to abandon the car and walk rest of the way.

ما مجبوریم ماشین را رها کنیم و ادامه راه را پیاده برویم.

The game had to be abandoned due to bad weather.

بازی باید بخاطر هوای نا مساعد نا تمام بماند.

That house was abandoned years ago.

آن خانه سالها پیش رها شد.


keen

معنی: تیز – شدید – مشتاق – حساس
مترادف: eager (مشتاق) – sharp (تیز)
متضاد: blunt (کُند) – dull (بی اشتیاق)

John was very eager to help.

جان خیلی مشتاق بود تا کمک کند.

The man had a keen knife in his hand.

آن مرد یک چاقوی تیز در دستش داشت.


jealous

معنی: حسود – حسادت
مترادف: envious
متضاد: unenvious

She is jealous of my success.

او به موفقیت من حسادت میکند.


tact

معنی: تدبیر – ملاحظه – کیاست
مترادف: tactfulness (کاردانی) – diplomacy (سیاست)
متضاد: tactlessness

He is known for his tact.

او بخاطر تدبیرش معروف است.

With great tact, Sara made her son to apologize.

با تدبیر و کیاست عالی، سارا پسرش را مجبور به معذرت خواهی کرد.


oath

معنی: سوگند – قسم – ناسزا
مترادف: swear

You must not break your oath.

شما نباید سوگند خود را بشکنید.

He was shouting oaths when they led him away.

او داشت ناسزاهایی را فریاد میزد وقتی که آنها اورا کنار گذاشتند.


vacant

معنی: خالی – اشغال نشده
مترادف: unoccupied – empty
متضاد: full

The seat next to me is vacant.

صندلی کنار من خالی است.

Is there a vacant room here?

آیا اینجا اتاق خالی وجود دارد؟


hardship

معنی: سختی – دشواری
مترادف: hardness – difficulty
متضاد: ease (آسایش)

We have to endure the hardships of life.

ما مجبوریم تا سختیهای زندگی را تحمل کنیم.

People suffered many hardships during that long winter.

مردم در طول آن زمستان طولانی از دشواری های زیادی رنج بردند.

It was no hardship to go home on such a lovely evening.

برای رفتن به خانه در آن غروب دوست داشتنی هیچ سختی ای وجود نداشت.


gallant

معنی: شجاع – با شکوه – دلاور – نجیب زاده و شجاع
مترادف: heroic
متضاد: coward (ترسو) – meek (بی اراده و کم جربزه)

Many gallant knights entered the contest to win the princess.

شواله های شجاع زیادی به رقابت پرداختند تا شاهدخت را از آن خود کنند.

Eddy is so gallant that he always gives up his subway seat to a woman.

ادی آنقدر نجیب است که همیشه در مترو صندلی خود را به یک خانم میدهد.


data

معنی: اطلاعات – داده ها
مترادف: facts – information

This data is collected from seven countries.

این اطلاعات از هفت کشور جمع آوری شده است.

These data show that the most of the illnesses are the result of bad eating habits.

 این داده ها نشان میدهند که بیشتر بیماریها نتیجه ی عادات غذایی بد است.


unaccustomed

معنی: عادت نکرده – خو نگرفته – نا آشنا (به)
مترادف: unadopted – unadjusted
متضاد: accustomed – adopted – adjusted

He was unaccustomed to hard work.

او به کار سخت عادت نکرده بود.

I am unaccustomed to being told what to do.

من عادت ندارم به اینکه به من بگویند چکار کن و چکار نکن.


bachelor

معنی: مرد مجرد – عزب
مترادف: not married
متضاد: married

The Crown prince was japan’s the most eligible bachelor.

شاهزاده کراون تنها مجرد شایسته ژاپن بود.


qualify

معنی: واجد شرایط بودن – نائل شدن – مجاز شدن
مترادف: modify
متضاد: disqualify

These training course will qualify you for a better job.

این دوره های تمرینی شما را برای یک شغل بهتر واجد شرایط خواهند کرد.

This test qualifies you to drive heavy vehicles.

این تست شما را مجاز به رانندگی وسایل نقلیه سنگین میکند.


بخوانید: آموزش لغات 504

سید سجاد حسنی

دبیر زبان انگلیسی با مدرک کارشناسی از دانشگاه فرهنگیان همدان. مدرس زبان انگلیسی.

نوشته های مشابه

‫16 نظرها

  1. سلام دوست عزیز
    اول از همه ممنون از سایت خوبتون و تلاشتون برای جا انداختن زبان اینگلیسی، راستش وقتی داشتم لغات رو میخوندم متوجه واژه bachelor شدم که فکر میکنم علاوه بر معنی مرد مجرد به معنی مدرک لیسانس هم هست اگه درسته لطفا اسلاحش کنید دوست عزیز.
    سپاس از شما

    1. سلام دوست عزیز. ممنون از دیدگاه شما. واژه bachelor به تنهایی یعنی “مجرد” که معنی مد نظر کتاب 504 این هستش. “لیسانس” به انگلیسی میشه “bachelor of arts” که این در کتاب 504 نیومده. موفق باشید.

  2. خيلي خوب بود استفاده كردم چن ساله ك دارم استفاده ميكنم اين كتاب رو برا اولين بار ديدم مثالهاي متنوع تَر و متفاوت تَر رو از شما

    1. سلام ممنون از نظر شما.
      فعلا سایت ما بخش دانلود نداره اما در آینده اضافه خواهد شد.

  3. سلام بسیار عالی است مخصوصا که متضاد و مترادف هر دو رو نوشتید

    سه تا پیشنهاد دارم برای بهتر شدن سایت شما
    1- در کنار علامت های اختصاری جهت تلفظ اگر صدا هم پخش میشد عالی بود
    2- در پایان هر درس اگر تستی گرفته میشد هم خوب بود به نظرم هم بازی بود هم تمرین
    3- ذکر بشه این اسمه – صفته – فعل هست یا …

    سپاس از سایت شما

    1. با سلام خدمت شما.
      ممنون بابت نظر مثبت شما.
      فعلا سایت امکان تلفظ صوتی رو نداره اما در آینده به فکرش هستیم.
      بقیه پیشنهادات شما هم ان شالله رسیدگی میشه.
      موفق باشید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن